چهارشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۹

ارزش زمان/ يحيي تدين

اين متن را در يك سايت خارجي ديدم و حيفم آمد براي شما ترجمه نكنم :

اگر مي خواهيد ارزش خواهر را بدانيد از كسي بپرسيد كه خواهر ندارد
اگر مي خواهيد ارزش ده سال را بدانيد از زوجي بپرسيد كه بتازگي متاركه كرده اند
اگر مي خواهيد ارزش چهار سال را بدانيد از يك فارغ التحصيل دانشگاه بپرسيد
اگر مي خواهيد ارزش يك سال را بدانيد از كسي بپرسيد كه امتحان پايان سال را رد شده است
اگر مي خواهيد ارزش يك ماه را بدانيد از مادري بپرسيد كه بچه نارسي بدنيا آورده است
اگر مي خواهيد ارزش يك هفته را بدانيد از سردبير يك هفته نامه بپرسيد
اگر مي خواهيد ارزش يك ساعت را بدانيد از عاشقي بپرسيد كه در انتظار ديدار معشوق است
اگر مي خواهيد ارزش يك ثانيه را بدانيد از كسي بپرسيد كه از يك تصادف جان سالم بدر برده است
اگر مي خواهيد ارزش يك ميلي ثانيه را بدانيد از كسي بپرسيد كه مدال نقره المپيك را بدست اورده است

زمان براي كسي نمي ايستد ، هر لحظه ارزش معادل گنج دارد و اين گنج ارزش بيشتري خواهد داشت زمانيكه بخواهيد آن را با ديگران تقسيم كنيد

جمعه ۱۳ نوامبر ۲۰۰۹

خبر اینجا ، خبر اونجا ، خبر همه جا با گوگل ریدر


با سلام به دوستان عزیز
این مطلب رو در راستای گسترش اطلاع رسانی آزاد در وبلاگ می گذارم.

تو این پست می خوام راجع به خبر خوان گوگل که می توانید در آن خبر ها یا RSS وبلاگ یا سایت ها رو مشترک بشید و خبر ها و مطالب رو دنبال کنید این امکان با داشتن اکانت Gmail وجود دارد.
اول از همه وارد Gmail بشید و در بالای صفحه Reader رو انتخاب کنید (یا روی عکس بالا کلیک کنید) سپس وارد Google Reader می شوید.
با صفحه ای ساده رو به رو می شوید که می تونید پیچیده ترش کنید.
با زدن کلید Add a subscription بزنید و مثلا" آدرس های زیر رو توش وارد کنید بعد Add رو بزنید و تمام شما مشترک RSS سایت مورد نظر شدید.
من فید های زیر رو پیشنهاد می دم:
BBCPersian.com | صفحه نخست

http://www.bbc.co.uk/persian/full.xml


DW-WORLD´s Persian Homepage

http://rss.dw-world.de/rdf/rss-per-all


Radio Free Europe / Radio Liberty

http://www.radiofarda.com/rss/


Radio Zamaneh

http://zamaaneh.com/atom.xml


خبرنامه امیرکبیر-پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر

http://www.autnews.ws/feed


سایت تغییر

http://tagheer.net/fa/feed


عصيان

http://www.osyan.net/atom.xml


پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

http://www.autnews.cc/rss.xml
موفق باشید.

یکشنبه ۱ نوامبر ۲۰۰۹

بگذاريد كتابم چاپ شود لطفاً


با سلام به دوستان عزیر
متن زیر نامه سرگشاده آقای پوریا عالمی است به وزیر ارشاد دولت بعد از نهم

نويسنده: پوريا عالمي

آقاي وزير جديد وزارت مفخم فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت فخيمه

سلام

من اهل تعامل هستم و اين نامه را براي شما مي نويسم، به چهار دليل:

يك- اگر من شرايط آقاي... را داشتم حتماً با معاون و شخص رئيس جمهور ديدار خصوصي مي كردم تا مشكلم حل شود.

دو- الان ديپلماسي مملكت بر پيك بادپا استوار است و همه دارند براي هم نامه مي نويسند.

سه- شما به هر حال وزير فرهنگي. آدم كه مشكل فرهنگي داشته باشد اول به وزير رو بزند بهتر از اين است كه برود دادگاه عريضه بنويسد،

چهار- اگر براي شما نامه ننويسم چه كار كنم؟ بنويسم و چاپ نكنم؟ نمي شود كه.

آقاي وزير
بنده تا به حال دو كتاب مستقل (يك مجموعه داستان و يك مجموعه طنز) و يك كتاب به عنوان مولف همكار (درباره طنز و كاريكاتور) منتشر كرده ام. يك مجموعه طنز، يك مجموعه داستان كوتاه، يك رمان و يك داستان كودك هم دست ناشر دارم كه شايد تا الان براي گرفتن مجوز به وزارت متبوع شما فرستاده شده باشد يا مشغول صفحه آرايي باشد يا شايد هم مثل هر كتاب ديگري در خواب زمستاني چندماهه «بررسي»، لاي پرونده يي بدن نحيف و كاغذي شان از خستگي كوفته شده باشد. در چند كتاب ديگر هم چند تك اثر از من كنار ديگراني منتشر شده است. اينها را براي اين بازگو كردم كه آقاي وزير بداند مثلاً من همين الان از اتوبوس پياده نشده ام و از ترمينال دربست نگرفته ام تا اينجا و خلاصه كار و بارم همين روزنامه نگاري و نوشتن كتاب است. بروم سر اصل قضيه. آقاي وزير، از قديم هم گفته اند و در كتاب هاي آداب زناشويي و همسرداري (كه اين قبيل كتاب ها با مجوز همان وزارتخانه در رنگ ها و اندازه هاي مختلف بارها و بارها منتشر و تجديد چاپ مي شود) هم آمده است كه اگر مردي نسبت به عيال يا عيالي نسبت به همسرش سرد بود و نخواست يا نتوانست شادي شان را با هم تقسيم كنند، يا در شادي هم سهيم شوند، بهتر است و پسنديده تر است و منصفانه تر و انساني تر است كه با روي خوش و ذره ذره جواب منفي به ديگري بدهد يا دست رد به سينه طرف مقابل بزند. (البته اگر همين تركيب «دست رد به سينه كسي زدن» را در كتابي بنويسيم لابد دوستان تذكر مي دهند و زير محل قرارگيري دست، خط قرمز مي كشند.) حالاو با اين اوصاف، اگر قرار باشد به صاحب اثري اعلام كنند كتابش با حذف، اصلاح، تغيير، تعديل و اينها مواجه شده است، پسنديده است كه محترمانه گفته شود و يكباره و از اساس، كل اثر لغو مجوز نشود. اما برادر من، چطور مي شود يك كتاب را در يك حركت و بعد از مدت ها دست دست كردن «غيرقابل چاپ» اعلام كرد آن هم كتابي كه مجموعه يي است از يادداشت هاي منتشرشده در يك روزنامه سراسري؟ آقاي وزير، نمي دانم شما خواننده اعتماد ملي بوديد يا نه. و نمي دانم ستون فال قهوه را مي خوانديد يا نه. و نمي دانم اگر طنزهاي من را خوانده ايد خنديده ايد يا نخنديده ايد. اگر خنديده ايد كه قضيه حل است و چاپ كتابش خلق خدا را مي خنداند. اگر هم نخوانده ايد و نخنديده ايد هم كه اصلاً مشكلي نيست، بهتر است كتاب چاپ شود و شما يك نسخه اش را بگذاريد در جيب كاپشن يا كت تان و هر وقت جلسه و سفر و بازديد سرزده نداشتيد، با خواندن آن طنزها بخنديد، چون خنده بر هر درد بي درمان دواست و با اين دوا و درمان كردن، ممكن است وزارت متبوع تان هم به سمت شاد كردن دل مردم و هنرمندان و نويسندگان ميل پيدا كند. آقاي رئيس فرهنگ، من دل نگراني ام اين بود كه دولت عوض شود و نتيجه انتخابات طور ديگري اعلام شود و مثلاً آقا ميرحسين يا آقا كروبي رئيس جمهور شوند چون اگر آنها رئيس جمهور بودند به حتم وزارت ارشادشان به ستون «فال قهوه» مجوز كتاب نمي داد تا مبادا كارشان ريختن نمك بر زخم دولتي هاي پيش از خود تعبير شود. اما از اين تعجب مي كنم كه دولت همان دولت است و بدنه دولت هم همان. پس چطور طنزي كه در همين دولت نوشته شده و به عملكرد همين دوره پرداخته است، در همين دوره و با همين سياست ها مجوز نمي گيرد؟ اصلاً درست است كه من اين نوشته ها را نگه دارم تا بعدها چاپ كنم؟ مردم نمي گويند اين دولت كه شعار نقدپذيري و شفافيت و آزادي بيان و از اين دست چيزها مي دهد، به يك كتاب طنز مجوز نداد؟ من جواب مردم را چه بدهم؟ اگر گفتند توي كتابت مگر چه بوده، چه بگويم؟ بگويم نوشته هاي ضاله بوده؟ نوشته هاي شيطاني بوده؟ بد نيست بگويم مجموعه يادداشت هاي طنزي بوده كه يك بار قبل تر، بدون آنكه به جاي خاصي بربخورد، در مطبوعات منتشر شده بوده؟ شما اگر جواب من را بدهيد من هم جواب مردم را مي دهم. از خدا پنهان نيست از مردم چه پنهان، من هم مثل شما دغدغه پاسخگويي به مردم را دارم.

آقاي وزير، يك نفر داشت خميازه مي كشيد يك نفر ديگر گفت «حالاكه دهانت باز است احمدآقا رو هم صدا كن،» حالاكه من اين نامه را براي حل شدن مشكل مجوز انتشار كتاب «فال قهوه» / انتشارات روزنه / تاريخ انتشار 1388 نوشتم، و با شما وزير محترم فرهنگ و ارشاد، آشنايي به هم زده ام و كلي با هم از اول اين نامه تا آخرش درد دل فرهنگي كرده ايم و خنديده ايم و گريه كرده ايم. مي خواهم بگويم اگر هنوز گزارش كتاب هاي لغو مجوزي اين سال ها را روي ميزتان نگذاشته اند، بخواهيد تا فردا آن را برايتان بياورند و يك نگاهي بهش بيندازيد. راستش خيلي كتاب ها و خيلي نويسنده ها، مثل مردم اين سرزمين، هنوز به فردا اميد دارند و منتظر يك گشايش ساده اند.

در پايان نامه اگر از حال من خواسته باشيد، بايد بگويم من خوبم و به همراه اهالي فرهنگ منتظر پاسخ شما مي مانم.

ارادتمند
آبان هزار و 300 و هشتاد و 8

چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر: شیشه شامل قانون مجازات قاچاق مواد مخدر نمی‌شود./طرح از فیروزه مظفری

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر: شیشه شامل قانون مجازات قاچاق مواد مخدر نمی‌شود./طرح از فیروزه مظفری

لیلی گلستان: «كاري به اسم خانم كريمي ندارم؛ عكس‌هاي ايشان خيلي خوب بود »


جزئیات نمایشگاه عکس انفرادی نیکی کریمی و شیوه قیمت‌گذاری عکس‌های نمایشگاه اعلام شد
لیلی گلستان: «كاري به اسم خانم كريمي ندارم؛ عكس‌هاي ايشان خيلي خوب بود »

سینمای ما- نيكي كريمي به همراه ليلي گلستان شامگاه گذشته ـ 3 آبان ماه ـ در جمع خبرنگاران پيرامون اولين نمايشگاه عكس انفرادي‌ كه قرار است از روز جمعه ـ 8 آبان ماه ـ برپا شود، سخن گفت و به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.

كريمي در تشريح چگونگي شكل‌گيري اين نمايشگاه گفت: مدتي بود كه در فكر برگزاري نمايشگاه بودم. اولين مكاني كه براي برگزاري اين نمايشگاه به ذهنم رسيد، گالري «گلستان» بود. به هرحال سال‌هاست كه خانم گلستان و گالري خوشنام او را مي‌شناسم.

وي با اينكه 15 سال است، عكاسي مي‌كند و سالها عكاسي دلمشغولي‌اش بوده است، ادامه داد: سبك‌هاي مختلف عكاسي همچون پرتره و... را تجربه كرده‌ام، ولي علاقه‌ام به طبيعت است و اين بار سعي كردم بر اين موضوع تمركز بكنم.

اين هنرمند با اشاره به نمايشگاهي كه قرار است افتتاح شود، توضيح داد:30 عكس با موضوع طبيعت ايران به نمايش گذاشته مي‌شود و عكسها در تاريخ مختلفي گرفته شده است از 10 سال پيش تا 15 سال قبل‌تر.

نيكي كريمي ادامه داد: من در هر مسافرتي كه مي‌روم، دوربين همراهم است و خيلي علاقه‌ دارم، دائم در هر سفري كه مي‌روم عكاسي كنم. اتفاقا عكسهايي كه سال گذشته در اكسپو صبا به نمايش درآمد، دو تا عكسي بود كه از يك درياچه‌ در سوئد گرفته بودم.

او در پاسخ به دليل محور قرار دادن موضوع طبيعت براي اين نمايشگاه توضيح داد:عكاسي طبيعي خيلي به من آرامش مي‌دهد، وقتي حتي يك نفر نمايشگاهي عكسي با محوريت طبيعت برگزار مي‌كند، هر لذتي كه عكاس از طبيعت برده است، مخاطبش را نيز سهيم مي‌كند.

اين هنرمند در بخش ديگري از اين نشست درباره‌ي واكنش‌هايي كه به اكسپو سال گذشته مطرح شد، درباره‌ي ورود بازيگران به دنياي عكاسي، گفت: هيچ‌گاه حرف كسي مگر آنكه صاحب‌نظر باشد، برايم مهم نبوده است. چون يكسري از نظرات متاسفانه غيرتخصصي مطرح مي‌شود و از عدم آگاهي فرد نشات مي‌گيرد. من فكر نمي‌كنم كه هر كسي مي‌تواند دوربين دست بگيرد و بگويد عكاس است. اما هر كسي در طي تجربه و سالها كار مي‌تواند، عكاس بشود.

در ادامه‌ي اين سخنان ليلي گلستان پيرامون واكنشهايي كه سال گذشته براي اكسپو صبا مطرح شد، نيز گفت:هيچ هنري در انحصار گروه خاصي نيست. در واكنش‌هاي سال‌گذشته نيز يك مقدار انحصارطلبي ديده مي‌شد كه خيلي به نظرم خوشايند نبوده و نيست. هركسي مي‌توان در هر حيطه‌اي كه علاقه‌مند است، كار هنري انجام بدهد و اصلا ديگران هم نبايد با اين آدم مشكل داشته باشند.

گلستان ادامه داد: اين شرايط بگونه‌اي است كه مثلا، من مترجم بگويم چرا خانم كريمي آمده و كتاب ترجمه كرده است، چرا نبايد بكند؟! وقتي ترجمه كرده و خوب هم ترجمه كرده من چه مي‌توانم بگويم. به نظرم اين مسائل يك‌جور انحصار‌طلبي است كه خوشايند نيست و از يك فرهنگ و عدم آگاهي پايين نشات مي‌گيرد.

گلستان معتقد است: اين اتفاق بيشتر در رشته‌ي عكاسي افتاده است و اميدوارم كم‌كم دوستان قبول كنند كه اين اتفاق مي‌تواند بيفتد و هيچ اشكالي هم ندارد.

مدير گالري گلستان درباره‌ي انتخاب آثار نيز متذكر شد: پيش از خانم نيكي كريمي خيلي از هنرمندان عرصه‌ي تئاتر، موسيقي، سينما به من رجوع كردند و تقاضاي نمايشگاه عكاسي، نقاشي و حتي مجسمه كردند و من نپذيرفتم، براي اين‌كه كارهايشان خوب نبود. من به فرد و اسمش كاري ندارم، اگر عكس‌هاي آقاي كيارستمي خوب نبود، نمايشگاه نمي‌گذاشتم.

او ادامه داد: من كاري به اسم خانم كريمي ندارم. چون در گالري گلستان اصلا پارتي بازي غيرممكن است.به هرحال عكس‌هاي ايشان خيلي خوب بود چون كاملا تركيب‌بندي را مي‌شناسند و عكسهاي سياه و سفيدشان بسيار زيبا است.

سپس ليلي گلستان درباره‌ي قيمت‌گذاري آثار نيز در اين نمايشگاه توضيح داد: قيمت‌گذاري بر مبناي اولين نمايشگاه يك عكاسي كه عكس‌هايش خوب است، انجام شده است نه بر مبناي نيكي كريمي بودن عكاس.

او در عين حال مطرح كرد: شخصا فكر مي‌كنم، امضا خيلي مهم است. يعني وقتي آقاي كيارستمي نمايشگاه عكس مي‌گذارند، امضا آقاي كيارستمي، امضا جهاني است. آقاي تقوايي قبل از اين‌كه كارگردان خوبي باشد، عكاس خوبي بود. بايد قيمت كارهايشان بالا باشد. اما من خودم شخصا در گالري گلستان با قيمت بالاي كارها موافق نيستم، ولي امضاء مهم است و امضاء نيكي كريمي هم مهم است.

ليلي گلستان خاطرنشان كرد: ولي من از خانم كريمي خواهش كردم، اين فرق را براي اولين نمايشگاه كنار بگذاريم و به عنوان يك عكاسي كه اولين نمايشگاهش را گذاشته است و عكس‌هايش خوب است، بر اين اساس قيمت‌گذاري كنيم كه خوشبختانه موافقت كردند. بنابراين قيمت‌هاي اين نمايشگاه اصلا بالا نخواهد بود.

او رقم قيمت‌هاي عكس‌ها را زير يك ميليون دانست و اعلام كرد: از هر عكس 3 نسخه موجود مي‌باشد.

نيكي كريمي نيز گفت: هنرها همه به يكديگر مربوط هستند. سينما، ادبيات، عكاسي، نقاشي، همگي يك چيز‌هايي از يكديگر دارند، بنابراين نمي‌توانيم بگوييم اين وارد شدن يا دست‌ درازي كردن به هنر ديگري است. من به‌عنوان يك فيلم‌ساز تا قاب را بلد نباشد و عكاسي نكرده باشم، چگونه مي‌توانم فيلم بسازم. البته نمي‌توانم بگويم كه هر فيلم‌سازي بايد عكاسي بلد باشد اما اين كاري است كه من سالها كرده‌ام و از دلمشغولي‌هاي من است.

نيكي كريمي در بخش پاياني اين نشست درباره‌ي فعاليت آتي هنري‌اش نيز پاسخ داد: حدود يكسال از ارديبهشت ماه‌ سال قبل، منتظر مجوز براي فيلم جديدم بودم، ولي سناريو تصويب نشد. حال اميدوارم با آمدن اشخاص و معاونت‌هاي جديد، بتوانم اين مجوز را بگيرم. چند ماهي است كه فيلم‌نامه‌ام را بازنويسي كردم و الان به مرحله‌اي رسيده است كه مي‌خواهم تا يكي دوماه آينده فيلم را بسازم. ولي همه‌ي اين تصميم‌گيري‌ها بستگي به گرفتن پروانه ساخت دارد.

او ادامه داد: اين بار براي من مهم است كه حتما فيلم اكران بشود و حتما هم دراين اكران فرهنگي قرار نگيرد، چون اين اكران فرهنگي به نظرم خيلي اشتباه است.

اين بازيگر و كارگردان ايراني متذكر شد: در هرجاي دنيا كه برويد، ممكن فيلم‌هايي كه مخاطبش عام نيست را در سينماهايي بزرگ و مطرح آن شهر نبينيد، ولي سينماهاي خاصي هميشه ميزبان نمايش اين فيلم‌ها هستند. بناراين در ايران نيز ما بايد سالنهايي داشته باشيم كه دولت باني آن باشد و سينمادارها نخواهند برروي آن نفوذ داشته باشند و اين سينماها دائم اين فيلم‌ها را نشان بدهند.

نيكي كريمي در پايان اظهار اميدواري كرد: با معاونت جديد سريعتر بتواند فيلمش را بسازد.



منبع : ایسنا , سینمای ما

جمعه 8 آبان گالری شروع میشه و مشخصات . آدرس گالری هم پایین ذکر کردم :

نام مدیر: لیلی گلستان
تلفن: ۲۲۵۴۱۵۸۹

آدرس: تهران - منطقه ۳ - دروس - خ. هدایت - خ. باقری کماسایی - پ. ۴۲

کد پستی : ۱۹۴۳۸۷۳۸۶۱

شغل: نقاشی و طراحی و تابلو نقاشی

اگه دوستان علاقه دارند جای خوبی برای نمایش هنر یک هنرمند است.

موفق باشید.

شنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹

يك تا از طرح های جدید من


ازدوج، یزدوج، ازدواج!



2000سال پیش
پدر رو به دختر ده ساله خویش: دخترم تا به حال 300 مرد جوان برای دستیابی به عشق و وصال تو تن به مبارزه داده اند و به درک واصل شده اند ، بیا به این جنگ و خون ریزی پایان ببخش، به یکی از این مردان جوان، غیور و مبارز که هر یک از قهرمانان عصر ما به حساب میان، جواب مثبت بده و ازدواج کن.
دختر:نه پدر جان هنوز 200 مرد جنگجو و قهرمان هستند که خواهان عشق و وصال منند، من با کسی ازدواج خواهم کرد که از مبارزه زنده بیرون آید و در دنیا بی همتا باشد.
200سال پیش
پدر رو به دختر پانزده ساله خویش:دخترم خواستگار جدیدت فلان الدوله صدر اعظم دربار ایران است با او چه کنیم
دختر: از اسمش خوشمان نیامد، او را سر ببرید، بعدی لطفاً

20 سال پیش
 پدر رو به دختر هفده ساله خویش: دخترم اصغر آقا و اکبر آقا و احمد آقا و کوکب خانم و کبری خانوم و صغری خانم و تنی چند از سکنه محل و کسبه بازار ازت خواستگاری کردن نمی خوای به یکیشون جواب مثبت بدی؟
دختر:آقا جون راستش من میخوام ادامه تحصیل بدم اما بازم هر چی شما بگید.

2 سال پیش
پدر رو به دختر بیست و پنج ساله خویش: دخترم همین الان تو خیابون یه پسر دیدم!
دختر: کو بابایی؟ کجاست؟ بدو بگیرش، بدو بابایی بپا در نره.
2 روز قبل

پدر رو به دختر سی ساله خویش : دخترم امروز آگهی دادم غصه نخور جور میشه
دختر:بابایی من که چشم آب نمیخوره حالا بخون ببینم چی نوشتی!
پدر : دختری دارم زیبا، سالم، بدون رنگ خوردگی، اکازیون بدون مهر و شیر بها، همراه با خونه، ماشین و امکانات جانبی و هزاران مزایای دیگر، به پسری الاف، بی پول، معتاد، سیاه مست جهت گذران زندگی و دادن دستور و زدن غر نیازمندیم در صورت اعلام آمادگی سند خانه را پشت قباله می اندازیم با تشکر.

2 سال بعد
پدر رو به دختر پنجاه ساله خویش: دخترم پس کی می خوای جواب این خواستگارت رو بدی

دختر: وا.... دَدی باز توهم زدی؟

20 سال بعد
پدر: پسرم رسیدی خونه زنگ بزن نگران نشم، میگن باز دخترا حمله کردن!
 

پنجشنبه ۸ اکتبر ۲۰۰۹

Changeling

سلام دوستان
امروز فیلم Changeling (بچه ی عوضی) رو که ساخته ی Clint Eastwood بود رو دیدم فقط می تونم بگم فوق العاده بود.
اگه وقت کردید حتما فیلم رو ببینید.
اینم پوستر فیلم


واینهم لینک IMDB
Changeling - 2008


سه‌شنبه ۶ اکتبر ۲۰۰۹

تبدیل دستخط به فونت


نيازي به تايپ نامه ها نداريد چون كامپيوترتان اين كار را برايتان انجام مي دهد.

اگر شما هم از تايپ كردن نامه ها لذت نمي بريد ديگر لازم نيست زحمت اين كار را بكشيد. فقط جملاتتان را بنويسيد، مايكروسافت تايپش را انجام ميدهد. پس حالا كيبرد را در گوشه اي بگذاريد و قلم را به دست بگيريد.

قبل از شروع، بايد از داشتن سيستم عامل windows XP و برنامه Office 2003 روي كامپيوترتان، مطمئن شويد. سپس لازم است تنظيمات زير را روي سيستمتان، انجام دهيد تا بطور خودكار، قابليت تشخيص دست نوشته يا handwriting recognition فعال شود.

1- در منوي start، روي گزينه control panel كليك كنيد.

2- سپس روي گزينه Add or Remove Programs كليك كنيد.

3- در جعبه Currently installed programs ابتدا روي Microsoft Office 2003 كليك كنيد. سپس كليد Change را فشار دهيد.

4- ابتدا Add or Remove Features و سپس Next را فشار دهيد.

5- در صفحه Custom Setup ابتدا گزينه Choose advanced customization of applications را تاييد نموده و سپس، كليد Next را فشار دهيد.

6- پس از Office Shared Features بايد expand indicator را كليك كنيد.

7- پس از Alternative User Input بايد expand indicator را كليك كنيد.

8- پس از Handwriting كليد نشانه رو به پايين يا down arrow را فشرده و Run from My Computer را فشار دهيد.

9- در آخرين مرحله، Update را بفشاريد.

حالا يك منشي و يك تايپيست منضبط و دقيق و البته بدون حقوق و جيره و مواجب در خدمت شماست.

اين برنامه مانند ساير برنامه هاي مايكروسافت، از كارايي بسيار بالايي برخوردار است و هر قدر هم كه بد خط باشيد تا زماني كه خودتان بتوانيد خط تان را بخواند كامپيوتر هم ميتواند.

برنامه تشخيص دست نوشته، نه فقط به زبان انگليسي و لاتين مسلط است بلكه ميتواند زبانهاي چيني و ژاپني و كره اي را هم بخواند. در مورد عربي و فارسي، فعلا" آقاي بيل گيتس، شرمنده شما است و اميدواريم در آينده نزديك، از شرمندگي ايشان، كاسته شود.

در اين برنامه لازم نيست نوشته تان را مثل شناساگر تلفنهاي موبايل قلم دار، حرف به حرف يا حتي كلمه به كلمه بنويسيد. ميتوانيد با راحتي ، جملات كامل و مفصل را پشت سر هم بنويسيد. حتي ميتوانيد كلمات را سر هم و پيوسته بنويسيد و مطمئن باشيد كه كامپيوترتان، با سرعت زياد توانايي خواندن آنها را دارد.

جمعه ۲ اکتبر ۲۰۰۹

آغاز ثبت نام آنلاین برای شرکت در لاتاری مجانی امسال گرین کارت امریکا DV-2011 از دهم مهر ماه ۱۳۸۸


سلام دوستان
این مطلب رو از سایت Farstec برداشتم گفتم شاید به درد کسایی بخوره که خیلی آمریکا رو دوست دارن و زندگی آمریکایی رو ،
اگه اسمتون در اومد ما رو یادتون نره!


سایت وزارت کشور امریکا در جدیدترین اطلاعیه اش تاریخ شروع نام نویسی برای شرکت درین لاتاری مجانی را برای امسال ( ۱۳۸۸ ) اعلام کرده و گفته که شما می توانید از دوم اکتبر 2009 تا 30 نوامبر 2009 (یعنی از دهم مهر ماه ۱۳۸۸ تا نهم آذر ماه ۱۳۸۸ ) با وارد شدن به تنها سایت رسمی این لاتاری یعنی http://www.dvlottery.state.gov نام و مشخصاتتان را وارد فرم DS-5501 که آنجا خواهید دید نموده و درین لاتاری مثل هر سال شرکت کنید...

این فرم و نام نویسی فقط در تاریخی که در بالا ذکر شده قابل انجام است و این سایت فقط از دوم اکتبر ۲۰۰۹ ( از دهم مهر ماه ۱۳۸۸ تا نهم آذر ماه ۱۳۸۸ ) فعال خواهد بود..... جزییات و نحوه ثبت نام و هرگونه تغییرات احتمالی در مقررات این لاتاری هنوز رسما اعلام نشده اما بلافاصله پس از اعلام توسط سایت رسمی وزارت کشور امریکا تا چنذ روز آینده، یزودی در همین سایت به اطلاع شما خواهد رسید. تمام متولدین ایران در سراسر دنیا میتوانند شرکت کنند یا یا اجازه دوستان و اقوامشان برای آنها از طریق کامپیوترهای شخصی از هر جایی اقدام کنند . و هر ساله حدود 1000-1600 ایرانی برنده میشوند بویژه از داخل ایران..

تالار گفتگوی سایت مهاجر سرا هم همیشه یکی از جاهای مناسب برای کسب اطلاعات جالب از برندگان ایرانی این لاتاری و پاسخ به پرسشهای شماست...

سایت راهنمای تصویری پارس لاتاری و وبلاگ جالب یک ایرانی برنده لاتاری سالهای قبل، با نظرات تکمیلی چند برنده دیگه که مراحل بعد از برنده شدن را تحربه کرده اند و راهنمایی های جالبی هم به شما می کنند: خاطرات لاتاری گرین کارت ........آرشیو قارستک هم در سالهای اخیر کلی اطلاعات دارد..


DV-2011 Online Registration

The online entry registration period for DV-2011 will be October 2 until November 30, 2009. Please, check back later for updates and instructions regarding online entry for DV-2011.

Form DS-5501 Electronic Diversity Visa (e-DV) Application for online Diversity Visa Lottery entry, is not available now. This official form is available only on the Department State, Diversity Visa online entry website at http://www.dvlottery.state.gov/ during the online entry registration period



نوشته : اکبر شیخ زاده-تورنتو